وای به حال ملتی که سردمدارانش درخدمت بیگانگان باشند

سن و سال من به روز های آرام افغانستان نمی رسد؛ اما کمی از الفبای تاریخ و روز های گذشته این کشورمی دانم، هرکسی اگر چشم بصخیرتق داشته باشد،می داند، در طول تاریخ، این کشور به این حد تحقیر، سرزنیش، خوار و توهین نگردیده بود.
درست است که افغانستان فراز و نشیب های فراوانی را پشت سرگذاشته است، اما امروز وضعیت ناگوار ملک الطوایفی پنهان در سراسر قلمرو افغانستان وجود دارد که سر سپرده گانی از همسایگان و یا عوامل دیگری در آن حمکفرمایی می کنند.
منظورم تمام ادارات این مملکت، چه اداراتی که در داخلی افغانستان هستند و چه سفارت های این کشور در ممالک دیگر جهان، اکثراً ازحکومت مرکزی سرپیچی می کنند.
والی بدون توجه به منافع ملی و حکومت مرکزی سیاست جداگانه ای رادر پیش میگیرد، سفیر برخلاف مواضع سیاسی کشور با دشمنان افغانستان اعلام همدردی و همبستگی می نماید.
وزیر، به این کشور دلسوزی ندارد، وزیر وابسته است، مطابق میل بادارخویش کارمی کند، وزیر پس از دزدی کشور را ترک می کند، چون تابعیت یک کشور دیگری رادارد، محاکمه نمی گردد.
افغانستان به اسم دارای استقلال و حاکمیت سیاسی است، وگرنه چگونه ممکن است که رئیس جمهورافغانستان باکشور هندوستان یک پیمان استراتیژیک امضاء کند وهمزمان سفیرافغانستان باکشور پاکستان وارد مذاکره گردیده، برخلاف اظهارات رسمی حکومتش عمل کند.
سوال اینجاست، چگونه است که نظریات خود سرانۀ آقای عمر داود زی بارها و بارها در روز نامه ها و مطبوعات داخلی و خارجی به صورت گسترده منعکس گردیده است، ولی وزارت خارجه افغانستان سکوت می کند.؟
پستی و حقارت تا کجا که سفیر یک کشور با رئیس یک مملکت نظر متفاوت دارد، اما سفیر چون وابسته است برکنار نمی گردد!!
وای به حال ما که سردمداران ما در خدمت بیگانگان هستند.

دیدگاه‌ها بسته شده‌اند.