خانه داره یک خانه، بی خانه ره صدخانه

بزرگان گفته اند که هرمثل و ضرب المثلی، برگرفته از تجربه ای است که درنتیجه واقعیت های تلخ و شیرین در سال های بس طولانی بوجودآمده است، ضرب المثل » خانه دار را یک خانه و بی خانه راصدخانه» از این امر مستثنی نیست.

تاکنون هیچ فکرکرده اید که جمله «خانه داره یک خانه، بی خانه ره صدخانه» چه معنی داره؟ منظورم شما نیستید!! شما احتمالا می فهمید، چون کسانیکه این وب نوشته را می خوانند، صد خانه ها هستند ویک خانه ها فرصت ندارند تا نوشته های چون من و شما را بخوانند.

بگذریم، امروز تقریبا همه چیز روبه انکشاف است، حتی این ضرب المثل هم انکشاف پیداکرده است، راویان گفته اند که نیا کان ما معمولا دارای یک خانه گلی بودند و بی خانه گان در پناه خانه آنها.

اما امروز چنانکه شاهد هستیم، خانه های گلی یک منزله به خانه های چندمزله، مزین با سنگ های قیمتی تبدیل گردیده است، تعداد آنها هم روبه انکشاف است. تأمل کنید، منظورم بدبینی به رونق و انکشاف شهر نیست، منظورم رشد و پیشرفت نیست، منظورم آثار و رونق تجدد و نوگرایی نیست؛ بله برهم خوردن مبادله ذیل است:

یک خانه = یک خانه ؛ کسیکه یک خانه داشت، خانه او به یک ویا چند آپارتمان، چند بلندمنزل، چند مرکزتجارتی و چندپلازا  تبدیل شده است که تعدادش به صد می رسد.

بی خانه = صد خانه ؛ تعداد خانه های را که بی خانه ها به کرایه و گرو در طول عمرشان می گرفتند، بطورغیرمنتظره به شدت کاهش یافته است.

دلایل متعددی دارد که من از چند نمونه آن ذکر می کنم و مابقی را به قضاوت شما می گذارم:1- یکی از مهمترین این عوامل، وجود استهلاک است که فرصت ادامه زندگی رانمی دهد، تا بی خانه ها رکورد صد را پوره نمایند. 2- دومین عامل فقر و تنگ دستی است که باعث سوء تغذی، عدم دسترسی به دارو و درمان و افزایش مرگ و میراست. 3- … به عهده شما است.

چه بایدکرد با کسانیکه از پرخوری میمرند وبا کسانیکه ازگرسنگی میمرند، چه باید کرد که پرخور قبل ازمرگش از مرک گرسنه باخبرشود!

دیدگاه‌ها بسته شده‌اند.