افسانه برق و خراج

دراساطیر و افسانه های محلی شنیده بودم که درقدیم اژده های بوده باچندین سر و هرسردارای چندین چشم بوده است که درشب حرکت می کرده وازکیلومترها دورتر برق چشمایش مشخص بوده است، ازنورچشمان اژده ها مردم فرارمی کردند  و کسیکه فرارنمی کرده، توسط اژدها بلعیده می شده است.

حدود یک سال بیشتر است که در شهرکابل نیز نوعی اژده ها پیدا شده است، که صدها دهان وصدها چشم دارد و معمولا در تاریکی شب ظاهر می گردد، در داخل شهر تقریبا هیچ کسی ازدسترس آن خارج نیست، اما هر دوماه خراج می گیرد، خراج آن بدون حساب و کتاب برسر خانه تقسیم می گردد، چنانکه در دوماه اخیر این خراج چنان تورم کرده که باعث شکستن چندین کمر گردیده است.

امروزه این افسانه به شکل ونام دیگری به واقعیت تبدیل گردیده است، در شهرها به آن برق می گویند، نواسان زیاد دارد و هربار دها تلویزیون، کمپیوتر، یخچال وسایر وسایل برقی را به نابودی می کشاند.

زبان درازی دارد که در قطعات کوچکتر به نام بیل به مردم مراجعه میکند و هیچ کس ازظلم آن گریزی ندارد، چنانکه گویند: ماموری بادریافت ماهانه 2800 افغانی از حکومت این زمانه ! چگونه خراج این اژده هاراکه هرماه دوبرابر معاش وی است پرداخت نماید!!!!؟

دیدگاه‌ها بسته شده‌اند.