گرفتن پاسپورت و جواز سیر موتر تداوم تجارت سیاه

هفته نامه کرامت: در افغانستان برای كندن پوست از استخوان مردم، از هر ابزار و شیوه ی استفاده می شود. درست همانجای كه كوچكترین كار مردم در یكی از ادارات بخصوص ادارات دولتی گیر باشد. تداوم و گسترش روز افزون این وضعیت، فغان و ناله مردم را در آورده و خشم آنان را بیش از پیش بر انگیخته است. علی رغم طویل و عریض شدن روز افزون ادارات موازی و بی خاصیت برای مبارزه با فساد، متاسفانه سطوح و ابعاد فساد همچنان گسترده تر می شود و هرچه انتقادهای داخلی و بیرونی افزایش می یابد، به همان میزان كارها نه بر مدیران فاسد بلكه بر مردم بی پناه دشوارتر می گردد. كارمندان ادارات دولتی به سرگردان كردن مردم در نه سال گذشته خو گرفته اند؛ به راحتی آنان را مدت ها سرگردان می كنند و اگر كسی خواستار رسیدگی به مشكلات شان شود، مورد توهین و هتك حرمت این كارمندان و حتی خدمه و به قول خودشان پیادگان این دفاتر قرار می گیرد حرمت و حیثیت انسانی تنها متاعی است که در این ادارات خریداری ندارند و فقط چیز آبرو دار و كار راه بیانداز، پول است و بس.

پاسپورت و لایسنس رانندگی یكی از این موارد است كه در طی این سالها، جیب بسیاری ها را خالی و از عده ی دیگر را پر كرده است. فساد در ادارات توزیع این دو مورد در سالهای گذشته چنان اوج گرفت كه در فرجام شورای ملی را وادار به مداخله كرده و مسولین ذی ربط را برای توزیع و تكثیر نهادهای مربوط مجبور ساختند. هرچند كه بیرون كردن این دو از حالت تمركز در مركز تا حدودی سهولت ها را برای شهروندان فراهم ساخت؛ اما همچنان شاه كلید سیاه كاری و بازار سیاه كردن به دست كارمندان و مقامات این ادارات است.

به طوری كه هم اكنون به گفته شاهدان عینی، برای گرفتن یك پاسپورت و لایسنس یا باید هفته ها بین اداره های مختلف سرگردان شوی و یا اینكه به دلال ها از پنج تا ده هزار افغانی پول پرداخت كرده و در كمتر از شش ساعت بدون حضورت خودت و بدون انگشت و یا امضا، آن را در خانه و یا محل كارت دریافت كنی.

كسانیكه برای گرفتن پاسپورت در حوزه ها و نواحی مختلف شهر كابل مراجعه می كنند، به شدت از فساد، آزار و اذیت شدن توسط پولیس های محل شكایت دارند. در ریاست پاسپورت واقع در كارته سه، یك عسكر، با كمال گستاخی و بی قانونی، تفنگش را به طرف یكی از مراجعین نشانه رفت و با الفاظ ركیك خطاب به او گفت كه حتی رییس جمهور را هم ما فوق خود نمی داند و اگر یكبار دیگر به دستورات او عمل نشود، به گفته خودش «شكمبه باد می كند. » جالب این جاست كه اكثر كسانیكه مسول توزیع پاسپورت هستند، فاقد سواد لازم هستند، اسامی بسیاری ها را اشتباه می خوانند و یا حتی اشتباه می نویسند. «س » با «ص » و یا «ز » با «ذ » و…

خارج از اداره های پاسپورت عریضه نویس ها هستند، دقیقا همان ها اكثرا گروه های مافیای هستند كه در هماهنگی با اداره  اسپورت، این پاسپورت ها را به قیمت های گزاف به فروش می رسانند. قیمت یك جلد پاسپورت در یك روز بین شش الی هشت

هزار افغانی است. عریضه های تحمیلی كه برای تمدید و یا گرفتن پاسپورت در جلو روی این ادارات فروخته می شود، به قمیت سی تا چهل افغانی است. در حالیكه در بالای ورقه عریضه نوشته شد است قیمت سه افغانی. یكی از عریضه نویسان كه بچه نوجوانی است در قوماندانی زون شش می گفت: برای آنان فقط ده افغانی می ماند و متباقی را سربازان پولیس و فرماندهان آن می گیرند. جالب تر این است كه عكاسی ها و كاپی برداران تلاش می كنند تا كاپی اسناد مورد نیاز را به زور رنگه بگیرند و به مراجعین می گویند كه كاپی ساده و سیاه و سفید در اداره قبول نمی شود. هر قطعه عكس كه در محلات دیگر حد اكثر ده افغانی گرفته می شود، در عكاس خانه های كنار ادارات پاسپورت بین بیست تا سی افغانی است و كمتر از شش قطعه هم نمی گیرد. مراجعین از بیم دیر شدن و تاخیر كار ناگزیرند این پول ها را بپردازند، بدون اینكه كسی از حقوق تاراج شده آنها حمایت و محافظت كند.

عساكر دم دروازه ها تلاش می كنند تا با راه ندادن مراجعین به داخل، زمینه پول گرفتن را فراهم كنند و با دریافت صد تا صد و پنجاه افغانی به راحتی می شود از صف جدا شد و كنار خیابان پر از گرد و خاك را ترك كرده و جلو «آمر » صاحب خود را دید. یك معضل تلخ و خنده دار دیگر كه وجود دارد، پرداخت پول و یا قیمت پاسپورت به بانك است. این پول ظاهرا در یك شعبه خاص از «د افغانستان بانك » جمع آوری می شود كه در حصه یازدهم خیر خانه قرار دارد. فاصله بین این بانك و ادارات پاسپورت با توجه به راه بندی های سرك های كابل بیش از چهار ساعت در رفت و برگشت است و حداقل با یك ساعت ایستادن به نوبت در بانك، بیش از پنج ساعت را فقط برای تحویلی پول باید صرف كرد. وضعیت نشان میدهد كه اگر در جای دیگر وقت برای دولت وملت طلاست، در افغانستان، به اندازه یك خریطه كثافت هم ارزش ندارد. روش كار و شیوه ی برخورد كارمندان این بانك نیز خود حكایتی دارد، از قصه های فامیلی گرفته تا صد نوع خزعبلات دیگر و چندین لیتر چای خوردن، جزء وظایف مسولیت هایشان هست الا اینكه سرعت عمل و دقت لازم برای رسیدگی به كار مراجعین داشته باشند. به علاوه پول كه در بیل های رسمی نوشته شده، مامور خزانه داری این بانك، از هر نفر ده افغانی «حق الچای » دریافت می كند و بدون چون و چرا مجبور هستی كه پرداخت كنی. در بیرون از بانك پسر كوچكی منتظر مراجعین نشسته و با دستگاه فوتوكاپی خویش، بازی می كند، از هر برگه یك سوم «آ 10 » 4 افغانی می گیرد كه از هر نفر بیست افغانی می شود. اگر اعتراض كنی كه در جای دیگر از یك برگ كامل یك افغانی می گیرد، ورقه ات را دور می اندازد و می گوید برو همانجا. كسی می گفت خدا عاقبت افغانستانی را بخیر كند كه اینها بزرگ شوند و گرداننده مملكت؛ آنوقت فاجعه را ببین.

در گرفتن لایسنس و جواز سیر موتر ها نیز همین وضعیت است. هستند كسانی كه بعد از ماه ها امتحان نتوانسته اند بدون پرداخت پول مدرك رانندگی دریافت كنند و نیز كسانی وجود دارند كه در ظرف دو روز بدون اینكه خودش رفته باشد، پشت دروازه خانه اش مدرك رسیده است. این تجارت سیاه چنان ریشه دار و عمیق شده است كه مانند حلقه زنجیر از صدر تا ذیل ادارات را بهم بافته است و اگر به مرجع بالاتر متذكر شوی، می گوید؛ «سند بیار؟ بچیم!

دیدگاه‌ها بسته شده‌اند.