اهمیت انتخابات و نقش آن در جامعه افغانستان

برای پیشبرد سریع برنامه های اجتماعی، اقتصادی، عمرانی، بهداشتی، فرهنگی، آموزشی و سایر امور رفاهی از طریق همکاری مردم با توجه به مقتضیات محلی؛ در هر قریه، ولسوالی و ولایت؛ شورای قریه، شورای ولسوالی، شورای ولایتی، شورای شهرداری در نظرگرفته شده است که اعضای آن را مردم همان محلات انتخاب می کنند، همچنان یک شورای بزرگتری موسوم به شورای ملی داریم که نمایندگان مردم از سراسر افغانستان در آن عضویت دارند.

تشکیل شوراها یکی از بسترهای مهم مشارکت مردمی است، درشوراها اصل بر آن است که با رأی مستقیم مردم انتخاب می شوند.

شوراهای محلی بیشتر جنبه مشورتی، تقویتی و ارشادی ویا در واقع نقش اهرمی کمکی برای متصدیان مناصب کلان کشور را دارند؛ ضمن آنکه در برنامه های عمرانی و رفاهی نقش بسزایی ایفا می کنند.

انتخابات

اهمیت انتخاب کردن و انتخاب شدن در نظام ها وسیستم های مدرن دموکراسی یک امر کاملاً هویدا و مشهود است و بدون این دو ویژگی مردم سالاری و یا به عبارت دیگر حکومت مردم برمردم ناممکن است، بااین وجود هیچ حکومت مردمی مطلق نیست؛ اما نسبت حاکمیت مردم بر سرنوشت شان بستگی به نوع سیستم مردم سالاری دارد که خود آن ها پذیرفته اند و یا حاکمان برآنها مسلط کرده اند.

در ساختار سیاسی جهان امروز، برگزاری انتخابات و گزینش افراد یکی از متداولترین اصول دموکراسی محسوب می شود؛ بدین معنا که آنچه که موجب قوام و حافظ این اصول است، مشارکت مردم و تداوم حضور سیاسی مردم، با بارزترین مؤلفه انتخابات، یعنی قانونمند شدن حق رأی شهروندان همراه است.

از پیش شرطهای لازم برای تحقق قانون، در نظر داشتن این حق و اهمیت نهادینه شدن مشارکت مردمی است، از این رو رأی مردم در واقع مجرا وزمینۀ رسالتی ارتباطی مردم و حکومت شده و اینگونه تعامل لازم بین این دو قطب به صورت قانونی وهدفمندمحقق می شود. یکی از تدابیر استفاده از نقش مردم در حکومت، برگزاری انتخابات نه تنها در قوای مجریه و مقننه است، بلکه درنهادهای دیگر همچون شوراهای ولایتی، شوراهای ولسوالی ها، شوراهایی شهرداری ها، شورای قریه ها نیزحضور مردم را در مقیاسی دیگر درنظرگرفته است تا بتوان بیش از پیش به کارکردهای موفقیت آمیز دیگری از تحقق مردم سالاری دست یافت.

اساس دموکراسی باور به ارزش شخصیت وحق هر انسان و تصمیم گیری او در امور همگانی است وحق سیاسی را با تکلیف فردی عجین می کند و نتیجه آن است که مردم، مناصب حکومتی را به دست افراد شایسته می سپارند.

دین مقدس اسلام نیزبه حضور مردم و نقش تعیین کننده آنها در امر حکومت اهتمام داشته و «انتخابات» در معنای امروزرا، به صورت «بیعت» مردم با ولی و حاکم خود هدایت فرموده ومسلمانان را به رعایت حق مردم در انتخاب رهبر دولت ومشارکت درامورعامه ملزم کرده است، و حتی حدود مشروعیت بیعت درزعامت را به جایی رساند که اگر حاکم درخدمت مردم بود،خوب وقابل قبول بود، در غیر اینصورت حاکم عزل می شد.

گرچه برداشت همگانی از معنای انتخابات این است که گفته می‌شود انتخابات شیوه دموکراتیک گزینش نهادهای نمایندگی مردم است و نیز گفته‌ می‌شود که انتخابات بهترین راه ممکن برای کنترول همگانی حکومت از سوی مردم است؛ اما چگونه است که در اکثر دولت‌های امروزی به گونه‌ای انتخابات برگزار می‌شود، حتی درآنجا نیز که از دموکراسی خبری نیست و حتی بوسیله آنهایی که آشکارا با دموکراسی سر ناسازگاری دارند.

دراین نظام ها نهاد‌های نمایندگی با فن انتخابات بازسازی می‌شود، بدون اینکه از محتوای دموکراتیک برخوردار باشد، برای اینکه حاکمیت تضمین شده قانونی یک حزب با دموکراسی بیگانه وناسازگار است. در کشورهایی که به شیوه اقتدارگرایانه اداره می‌شوند نیز انتخابات برگزار می‌شود بدون اینکه اقتدار دسته و گروه حاکم به پرسش گرفته شود.

در هرصورت حکومت دموکرات یا مردم سالار ناشی از وجود کسانی است که درتمثیل حق رأی اختیارارادی و آزادانه داشته باشند واین کیفیت در کثرت کسانی است که حق کاندید شدن و کاندید نمودن را بدون توجه به اندیشه های نظام حاکم ازآن خود بدانند.

برای اینکه انتخاب کنندگان بتوانند آنچه را که می‌خواهند برگزینند باید امکان انتخاب دست ‌کم دو یابیشتر از دو گزینه وجود داشته باشد و در گزینش خود نیز آزاد باشند. وجود گزینه‌های زیاد و آزادی گزینش نباید تنها در حرف باشد، باید بوسیله قانون تضمین شده باشد تا حق گزینش و آزادی گزینش خدشه‌دار و یا پایمال نشود. اگر آزادی گزینش از میان گزینه‌های گونه‌گون وجود داشته و آن هر دو بوسیله قانون تضمین شده باشد گفته می‌شود که انتخابات رقابتی است وانتخاباتی که در آن امکان و آزادی گزینش از میان چند گزینه و تضمین قانونی آن وجود نداشته باشد، انتخابات نارقابتی است.

با همه اینها می‌توان از چگونگی رقابت در انتخابات با چگونگی ساختار سیاسی چنین نتیجه گرفت:

انتخابات رقابتی = ساختار سیاسی دموکراتیک

انتخابات شبه رقابتی = ساختار سیاسی آمرانه

انتخابات نارقابتی = ساختار سیاسی تمامیت‌گرا

انتخابات رقابتی در دموکراسی‌های امروزی بر پایه اصولی استوار شده است که تضمین آن اصول پیش‌شرط شناسایی و پذیرش نتیجه انتخابات از سوی انتخاب کنندگان است. این شناسایی و پذیرش همان است که در زبان سیاسی با مشروعیت انتخابات بیان می‌شود. آنچه که مشروعیت‌آور است و شناسایی و پذیرش انتخاب کنندگان را در پی دارد می‌توان در زیر برشمرد:

• آزادی نامزد شدن در انتخابات  و وجود حداقل دو کاندید؛

• رقابت میان نامزدها که با رقابت میان برنامه‌ها و خط ‌مشی‌های سیاسی متفاوت همراه باشد؛

• شانس برابر در نامزد شدن و رقابت در انتخابات؛

• آزادی انتخاب که بوسیله انتخابات سری و عمومی که از میان نامزدها صورت می گیرد؛

• نظام انتخاباتی چنان باشد که نتیجه ضداجتماعی و ضد دموکراتیک به بار نیاورد واز جمله نتیجه‌ای با اکثریت بسیار بزرگ به بار نیاورد که امکان رقابت و یا مخالفت با آن را دشوار سازد؛

در ساختارهای دموکراتیک امروزی انتخابات بر پایۀ دموکراسی استواراست، چرا که رهبری سیاسی محلی و کشوری از انتخابات برون می‌آید. و آن برخاسته از یک آزمون تاریخی است که بدون انتخابات و بدون رقابت آزاد نیروهای اجتماعی و گروهبندی‌های گونه‌گون سیاسی برای کسب قدرت سیاسی از دموکراسی نمی‌توان سخن گفت. انتخابات پایۀ پذیرش و شناسایی رهبری سیاسی از سوی مردم است. حکومتی که از انتخاباتی آزاد و همگانی برآمده باشد حکومتی قانونی و دموکراتیک است. مشروعیت نظام سیاسی برآمده از انتخابات رقابتی است. انتخابات از اهمیت زندگی‌ساز برای ساختار سیاسی دموکراتیک برخوردار است. با چنین مفهومی از انتخابات سلطۀ سیاسی در دموکراسی برچیده نمی‌شود، بلکه با تقسیم قوا، رعایت حقوق بشر، حق مخالفت با قدرت سیاسی موجود و امکان به قدرت رسیدن مخالفان و نیز کنترل قدرت سیاسی بوسیله مخالفان سیاسی تضمین می‌شود. در چنین ساختاری هنوز سلطۀ انسان‌ها بر انسان‌ها برچیده نمی‌شود، بلکه بوسیله آنچه گفته شد تنظیم می‌گردد.

در دموکراسی‌های امروزی انتخابات و گزینش نهادهای نمایندگی مردم از جمله عنصرهای بنیادی مشارکت دموکراتیک در زندگانی اجتماعی است.

انتخابات از آنجا از اهمیتی بسیار برخوردار شده است که تنها شکل مشارکت همگانی مردمان در روندهای سیاسی است. اگرچه یافته‌های تجربی نشان می‌دهد که همواره و همه جا همگان از حق برابر همگانی برای مشارکت سود نمی‌برند، و اگر استثناها را نادیده بگیریم، همواره بخشی از مردمان از مشارکت دوری می‌جویند، اما این حق آنهاست و از اهمیت حق مشارکت برابرحقوق همگان نمی‌کاهد. دموکراسی حق مشارکت نکردن آگاهانه و فعال و یا کناره ‌جویانه را نیز تضمین می‌کند.

در نظام‌های سیاسی آمرانه نیز برای به تایید رساندن مناسبات سیاسی انتخابات برگزار می‌شود و مخالفان سیاسی نظم موجود می‌توانند به بازیگری سیاسی و اجتماعی بپردازند و احساسات، رویاها، اندیشه‌ها و خواست‌های خود را بر زبان آورند و در برخی کوشش‌های سیاسی و اجتماعی نیز شرکت جویند.

 رهبران سیاسی در چنین نظام‌هایی نشان داده‌اند که به درصد تاییدشدگی خود بسیار حساسند و در برابر دگرگونی آن به واکنش‌ می‌پردازند. نکته اینجاست که در چنین نظامی اندیشه‌های دموکراتیک نیز توانایی طرح و رقابت پیدا می‌کند و رهبران سیاسی به ناچار در برابر آن نیز به واکنش می‌پردازند و می‌خواهند چنان وانمود کنند که خود نیز دموکرات هستند، و گاه به اصلاحاتی نیز تن می‌دهند تا مشروعیت خود را بازسازی نمایند.

شفافیت درانتخابات

برای تحقق شفافیت در انتخابات باید امكانات و محیط مناسب و مساعد برای مردم، از سوی دستگاه های اجرایی و نظارتی مهیا گردد. سیاست گذاران امور انتخابات باید مردم را از چارچوب و ضوابط حاكم بر انتخابات آگاه سازند و چگونگی انتخاب افرادشایسته را روشن نمایند. رأی دهندگان باید با اطلاع از وضعیت جامعه و كسانی كه می توانند جامعۀ ما را به سوی توسعه وپیشرفت هدایت نمایند، به انتخابات شرکت نمایند.

مسئولین برگزاری انتخابات باید محیط انتخابات را از آلودگی ها پاك كنند و نگذارند افراد و یا گروه هایی از جامعه با ایجاد جو و فشار سیاسی، انتخابات سالم را تحت الشعاع خود قرار دهند و آن را از مسیر اصلی دور نمایند. چارچوب نحوه برگزاری انتخابات را قانون انتخابات تعیین می كند و همۀ افراد و گروه ها باید آن را محترم بشمارند و در مسیر آن حركت نمایند. اگر ضوابط از سوی همه اقشار جامعه رعایت شود، مردم با اعتماد كامل به برگزار كنندگان، به طور گسترده در صحنۀ انتخابات حضور خواهند یافت و با هر سلیقه و فكری كه داشته باشند، بهترین ها را با تحقیق و تشخیص خود انتخاب خواهند نمود.

آرمان رأی دهندگان

به هر حال در نتیجه انتخابات، عده ای عهده دار مسئولیت خواهند شد و آنها باید توقع معقول مردم را برآورده سازند و آن مواردی را كه در برنامه های خود عنوان نموده اند، در مدت عهده دار بودن مسئولیت خویش پیاده نمایند. حال چنانچه انتخاب شدگان وعده های خود را عملی نسازند و خواسته های به حق مردم را جامه عمل نپوشانند، چه حادثه ای رخ خواهد داد؟

آن چه مسلم است نوعی بدبینی و بی اعتمادی بر مردم حاكم خواهند شد و حداقل این است كه در دورۀ های بعد آن فرد یا افرادی كه نتوانستند نظر مردم را برآورده سازند، انتخاب نخواهند شد و كسانی كه در پی كسب قدرت شخصی و یا گروهی باشند، دیگر مورد اعتماد مردم نخواهند بود.

دیدگاه‌ها بسته شده‌اند.